LOVE IS ...
من نام کسی نخوانده ام الا تو با هیچ کسی نمانده ام الا تو عید آمد و من خانه تکانی کردم از دل همه را تکانده ام الا تو... وحشت از عشق كه نه روزگارم این است : دلخوشم با غزلی ،تکه نانی ، آبی ،جمله ی کوتاهی ،یا به شعر نابی ، و اگر باز بپرسی گویم : دلخوشم با نفسی ،حبه قندی ، چائی ،صحبت اهل دلی ،فارغ از همهمه ی دنیایی ... دلخوشی ها کم نیست ، دیده ها نا بیناست . زندگی را نفسی ارزش غم خورن نیست و دلم بس تنگ است ، بی خیالی سپر هر درد است ، باز هم می خندم ، آنقدر می خندم که غم از رو برود . اگــــــــــــــر هـدفــی بــرای زنــدگــــی دلـــی بــــرای دوسـت داشـتـــن و خـــدایـی بــرای پـــرستـــش داری خوشبـخــتـی ........! یادت هست مــــادر ؟! برای تو .. شازده کوچولو می گفت : گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود اما ماندنی بود . این بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود .... من مسئله ی ساده ای هستم! حل می شوم، روزی دستم را بگیر ببر به دوردست هایی که در دسترس هیچ دستی نباشم من باشم و تو باشی و عشق... در دیاری که تو آنجا باشی بودن آنجا کافیست!!! آرزوهای دیگر اوج بی انصافیست.... بــالا بــروی همه دنـــیا یه طرف تو هم طرف
سهم من از تو
دلتنگیِ بی پایانیست
که روزها دیوانه ام میکند
شب ها شاعر
کاش مردان , حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان , شوکت زن بودنشان را؛ کاش مردان , همیشه مرد باشند و زنان , همیشه زن! آنگاه هر روز نه روز "زن"، نه روز "مرد " بلکه روز " انسان" خواستم بگویم دستم را بگیر زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه باید خندید با غمی بی پایان..... آسمان همچو صفحه دل من روشن از جلوه های مهتابست امشب ازخواب خوش گریزانم که خیال تو خوشتراز خوابست به سلامتی حرفایی که نمیشه گُفـت ، باید خـورد آرامش یعنی
❤ ترس ما فاصله هاست
❤ وحشت از غصه كه نه
❤ ترس ما خاتمه هاست
❤ ترس بيهوده نداريم
❤ صحبت از خاطره هاست
❤ صحبت از كشتن ناخواسته ي عاطفه هاست
❤ كوله باريست پر از هيچ كه بر شانه ي ماست
❤ گله از دست كسي نیست
❤ مقصر دل دیوانه ی ماست
اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، كشتی ؛
تا یك لقمه بیشتر بخورم . . .
یادت هست؟
شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران ؛
می گفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره
و من عادت كردم كه هر چیزی را
بدون اینكه دوست داشته باشم قورت بدهم
حتی بغض های نتركیده ام را . . .
دوستت دارم مادر حتی ان لحظه ای که شاید به نادانی دلت را شکسته باشم . . .
برای چشمهایت !..
برای من ..
برای دردهایم !..
برای ما ..
برای این همه تنهایی
ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند...
.
.
.
در آغوشت .....
پاییـــن بیایـــی
بی فایـــده اســـت
مـن تــو را همیــن جـــا
میـــان ِ بازوانــَــم می خواهــم...
من طرف تو را به همه نشون میدم
میخوام همه بدونن که دنیای من تویی
یادم آمد عمریست دستم را گرفنه ای
خواستم بگویم دستم را رها کن
فهمیدم آنانکه رها شدند خودشان دستشان را پس کشیده اند
پس حالا که دستم را گرفته ای رهایم نکن
دستانم را آنقدر محکم بگیر که نتوانم رهایت کنم حتی اگر بخواهم
گاه باید رویید در پسه یک باران
ولی بعضی حرفا رو
نه می شه گفت ، نه میشه خورد
می مونه ســر دل
میشه دل تـــنـــگ
... میشه بــــــغــــض
میشه ســڪـــوت
میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چـه مَرگِـتـه
همیشه توی دلت مطمئن باشی
که در دل کسی هستی که دوستش داری !!!
| Design By : RoozGozar.com |


